خرید بک لینک

درباره سایت

وای اگه بابام بفهمه

امکانات وب

تو خونواده ما بابام حکم شاه و داره و مادرم حکم وزیر یه رابطه خیلی حسنه هم باهم دارن که خیلی دل و زبونشون باهم دیگه یکیه.یعنی اگه پدرم به انجام یه کاری راضی نباشه مادرم هم همین نظرو دارهواین خیلی عرصه رو برای من تنگ میکنه.شیطونترین عضو خانواده هم منم که خیلی روم حساسیت زیادتری داشتن و دارن.البته کنار سختی هاش از خیلی نظر هم خوب بوده چون راحتتر از بقیه نظرشون جلب میکردم و میکنم.تو خانوادمون هم یه قیدو بندهایی وجود داشت که باید اونهارو رعایت میکردیم تا بچه خوب خوناده باشیم و مرکز توجه.منم که استاد ظاهرسازی بودم مثلا پدرم نسبت به سر وقت اومدن به خونه حساس بود و هر کجا میرفتیم باید سر ساعت 9 خونه بودیم.تا 18 سالگی طبق خواست پدرم بود ولی بعد از اون دیگه من وارد یه فاز دیگه شدم و این باعث شد که پدرم محدودیت های بیشتری روم بذاره و به قول معروف تنبیه - های خاص خودش رو واسم گذاشت.تنبیه هایی مثل قطع کردن یه روز پول تو جیبی.که واسه پسری مثل من خیلی سخت و وحشتناک بود یادش بخیر اون موقع ها پول تو جیبی هر روزم 5 تومن بودولی چون پسرمامان بودم کم کم مخ مامانمو خوردم و از این تنبیه سرافرزا بیرون میومدم و مادرم خرج روزانمو متقبل میشدو همین شد که تا میخواستم دور از چشم پدرم کاری کنم مادرم میگفت وای اگه بابات بفهمه لعنتی شده بود کابوس من ارامش نداشتم از دست این جمله .

برچسب: نویسنده: پویان رضایی تاريخ: شنبه 31 فروردين 1398 ساعت: 15:49

صفحه بندی